کوپر، پلیس زنِ رک و صریح، از مأموریت بعدیاش هیجانزده و مشتاق است. وظیفه او اسکورت کردن دانیلا ریوا، یک زن زیبای شوخطبع کلمبیایی، از سن آنتونیو تا دالاس است تا هم او و هم شوهرش بتوانند علیه یک قاچ/اقچی مواد مخ/در شهادت دهند. وقتی آقای ریوا مورد حمله قرار میگیرد و دانیلا بیوه میشود، نقشهها خراب میشوند. کوپر و شاهدش حالا باید از هوش و ذکاوت خود برای فرار از دست پلیسهای فاس/د و مردان مسلح قات/ل استفاده کنند، در حالی که در این فرآیند یکدیگر را نکشند.
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند
دیدگاه های کاربران